تبليغاتX
وبلاگ خبری سیاسی اجتماعی
 
وبلاگ خبری سیاسی اجتماعی
 
 
درج مسایل و اخبار و مطالب مرتبط با شهرستان شهرضا
 

       شب گذشته طی اطلاعیه ای از سوی ستاد مردمی حامیان احمدی نژاد از مردم دعوت شده بود در سخنرانی و اعلام حمایت از دکتر احمدی نژاد شرکت کنند . عنوان سخنران این مراسم سردار سرلشگر ولی الله همت اعلام شده بود . در این که آیا ایشان سردار سرلشگر هستند و یا در رده پایین تری من اطلاع ندارم . اما یک سئوال برای من و دیگر همشهریان بدون جواب است : آیا اگر سایر پاسداران و یا بعضی از آنان تشخیص دادند که از نامزد دیگری (مثلا آقای رضایی فرمانده سابق سپاه ) حمایت کنند با آنها  چه برخوردی صورت میگیرد؟ ایا این شما را بیاد یک بام و دو هوا نمی اندازد ؟ و سئوال دوم این که وصیت امام خمینی (ره )مبنی بر عدم دخالت نظامیان در سیاست و بویژه انتخابات چقدر زود بفراموشی سپرده شد.

 |+| نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 15:47  توسط همشهری  | 

 

 هر چه گویم عشق را شرح وبیان 

چون به عشق آیم خجل گردم از آن

در مورد شهدا و خصایص فردی و فضائل معنوی آن ها نوشتن بسیار سخت است و من در این مختصر یادداشت ها نه میتوانم و نه ممکن است که شرح روحیات آن بزرگواران را بنویسم فقط اندک اشاره ای به نام آن ها برای این که ذکر خیری کرده باشم و الا از بضاعت ناچیز من خارج است که در مورد مردان بزرگی که با خونشان و همه هستی شان با خدا معامله کردند بنویسم .

به هر حال امروز قصد دارم از شهیدی  یاد کنم  که بسیار در این شهرستان تاثیر گذار بود و آثار مرام و خط فکری آن بزرگوار هنوز هم در این شهرستان مشهود است .

شهید سید مهرداد صفوی  مشهوربه آقا محسن صفوی  بنیانگزار سپاه در شهرضا و از رادمردان مبارز قبل از انقلاب و اولین فرمانده سپاه شهرضا بودند . این شهید علاوه بر همه سجایای اخلاقی که داشت- و بویژه به اهل بیت (ع) بسیار علاقمند بود - دارای یک استقلال فکری و یک بنیه سیاسی قوی ای بود که بر خاسته از روحیه مباز بودن ایشان و حضور در گروه های انقلابی ، اسلامی قبل از انقلاب ( ظاهرا گروه منصورون و یا یکی دیگر از گروههایی که بعدها سازمان مجاهدین انقلاب نام گرفتند )بود . و چون انحصار طلبان آن زمان در شهرضا با سابقه مبارزاتی نداشته شان به ایشان عناد و حسادت میورزیدند سعی در تخطئه ایشان داشتند بنحوی که انواع تهمت ها را به ایشان زدند و نهایتا ایشان به هجرتی انقلابی دست زد و به قرارگاه صراط المستقیم در جبهه رفتند که در همین راه نیز به فوز شهادت نائل شد و از جفای این نامردمان راحت شد . اگر خدا توفیق داد خاطراتی از ایشان دارم که شاید گوشه ای از آنرا بعدها در این وبلاگ بنویسم . روحش شاد وبا اجدادش محشور باد .

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 20:0  توسط همشهری  | 

شب گذشته بمناسبت سالگرد فتح خرمشهر به همت ایثارگران حامی مهندس میرحسین موسوی در شهرضا مراسمی برگزار شد . دوستان رزمنده و جانباز و تعدادی از خانواده های شهدا حضور داشتند .  تصاویر زیبایی از رزمندگان شهرضا به نمایش در امد که حال و هوای خوبی به مجلس داد . سخنران مراسم نیز آقای شهریار قرمزی بود که از رزمندگان با سابقه  فرماندهی در رده های مختلف و نیز جانباز جنگ تحمیلی ونماینده دوره پنجم مجلس بودند و در دوره های اخیر با انگ های نچسب عدم التزام رد صلاحیت شدند . همچنین پیام اعلام حمایت خانواده های شهید همت و شهید باکری و شهید زین الدین  مبنی بر انتخاب مهندس میر حسین موسوی قرائت شد.  بیانیه کوتاهی هم در تقبیح فیلم اخراجی ها و توصیه حضرت امام (ره) به نظامیان مبنی بر عدم دخالت در سیاست و به طریق اولی در انتخابات از سوی جمعی از ایثارگران صادر شده بود . تقریبا همه به نوعی میخواهند این مطلب را تبیین نمایند که همه رزمندگان و بسیجی ها بویژه بسیجی های زمان جنگ و سایر ایثارگران آنگونه که از رسانه های اصول گرایان استنباط میشود مانند هم نمی اندیشند و در این طیف ها نیز هواداران جدی و سرسختی برای مقوله اصلاح طلبی و منتقدین دولت به چشم می خورند که البته علیرغم فضای موجود هر گاه میسر بشود در اعلام مواضع ابایی ندارند .

 |+| نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 8:8  توسط همشهری  | 

 در اولین مطالبی که من در این وبلاگ نوشتم دوستی اظهار نظر کرده بود که : امیدوارم از اون وبلاگایی نباشه که عمرشون محدود به انتخاباته.  و من در این مدت سعی میکردم فقط مسائل مرتبط با شهرمان را بنویسم اما با نزدیک شدن زمان انتخابات و اظهار نظر های گسترده ای که پیرامون این مسئله می شود دریغم آمد در این باره آنچه را به نظرم میرسد ننویسم .

اولین چیزی که در بدو امر پیرامون انتخابات به نظر می رسد اصل ضرورت انتخابات و فواید و مضرات این مقوله و اصولا دموکراسی و باصطلاح ایرانیش مردم سالاری است .

آنچه بدیهی است زمان اداره کشورها با اراده و فکرو تصمیم یک نفر مانند سلطان و شاه و خلیفه و غیره سپری شده و در دنیای امروز و با پیچیدگی هایی که اداره هر کشور دارد نیاز به خرد جمعی و دخالت مردم در تعیین نوع حکومت ها و نیز افراد حکومت کننده ضروری و لازم است . به دیگر سخن هم این که چه کسانی باید حکومت کنند و هم این که چگونه باید حکومت کنند امر پذیرفته شده ای است . ضرورت انتخابات و مشروعیت حکومت های برخاسته از آرای مردم تا حدی است که حتی مستبدترین حکومت ها نیز در عصر حاضر ولو با انتخابات فرمایشی و صوری سعی دارند جایگاه حکام را مردمی و ناشی از آرای مردم وانمود کنند .  

در کشور ما با انقلاب اسلامی تمرین مردم سالاری و دمکراسی شروع شده و هرچند این مردم سالاری مقید به قید اسلامیت است اما در همین محدوده نیز حق انتخاب وتعیین سرنوشت پذیرفته شده و از همین منظر وروزنه میتوان تا حدود زیادی بر سرنوشت خودمان تاثیر گذار باشیم .

بیاد دارم سال ها قبل که در آستانه انتخاباتی بودیم که بارد صلاحیت گسترده داوطلبان فضای انتخابات تا حدودی سرد بود اندیشمندی گفته بود :چراغ انتخابات را باید روشن نگه داشت این چراغ اگر در خانه همسایه هم بسوزد نورش به ما خواهد رسید .

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 19:3  توسط همشهری  | 

شهید طحان

 سال 1365و قبل از عملیات کربلای 4 شبی در تپه های اطراف شوشتردر مقر شهید محمد باغبانی با شهیدمحمد حسن طحانی نشسته بودیم و گپ می زدیم . من واین شهید بزرگوار هر دو متاهل و دارای فرزند بودیم و تقریبا هم سن وسال . در حین صحبت ها شهید طحانی نامه ای از دختر خانمش را بیاد آورد که کودکی دبستانی بود و برای پدر اظهار دلتنگی کرده بود . شهید طحانی نگران سرنوشت و آینده بچه هایش بود اما این نگرانی مانع حضور او در جبهه و دفاع از میهن نبود و او در ادامه راه برادر شهیدش مرتضی طحانی به جبهه آمدو در کربلای 5به شهادت رسید .

اکنون فرزندان آن بزرگوار با همت والایی که داشتند به مدارج عالی تحصیلی رسیده اند و پسر بزرگشان که دوران تحصیل در رشته جراحی را در آمریکا می گذرانند اخیرا به ایران برگشته اند و انشالله همراه با خواهرشان که ایشان نیز پزشک هستند مصدر خدمات به مردم بشوند و باقیات صالحات آن شهید بزرگوار باشند . ارواح طیبه شهدای عزیز ما بویژه شهدا طحانی شاد باد .  

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 16:49  توسط همشهری  | 

با پیشروی های اخیر طالبان به سمت اسلام آباد پاکستان  کشورهای غربی که چشمشان را بر اتمی شدن پاکستان بسته بودند یکباره خوابشان آشفته شد و از اینکه این گروه بنیاد گرای افراطی به سلاح های هسته ای دست پیدا کنند به هراس افتادند . برای ریشه یابی علت های توجه مردم پاکستان و طلاب علوم دینی به این گروه سمینار ها و نشست  هایی برگزار شد ودر  نهایت یکی از علل آن را فقر و توسعه نیافتگی پاکستان تشخیص دادند و برای جبران این معضل کشورهای مختلف جهان در نشستی تصمیم گرفتند به پاکستان کمک مالی کنند بیشترین کمک از جانب امریکا( که ضرب شصت طالبان را چشیده بود ) به میزان یک میلیارد دلار تقبل شد بقیه کشور ها نیز به تناسب مبالغی را متعهد گردیدند . سرجمع کمک ها پنج میلیارد دلار برای تقویت بنیه دفاعی پاکستان و فقر زدایی و مبارزه با طالبان تعیین شد .

در کشور ما آنچه از فحوای کلام سیاستمداران و منتقدین دولت بر می آید  در طول سه سالی که قیمت نفت سیر صعودی داشت درامد ارزی بیش از دویست و هفتاد میلیارد دلار برآورد میشود و متاسفانه میزان موجودی صندوق ذخیره ارزی آنقدر ناچیز است که سخنگوی دولت از ذکر آن طفره می رود . شک نیست که این میزان درآمد در کشور هزینه شده است اما بحث این است که وقتی با پنج میلیارد دلار اهدایی کشور ها میتوان کشوری را از سقوط به دامن طالبان نجات داد مبلغ کلان دویست و هفتاد میلیارد دلار در چه جایی هزینه شده است که هیچ نمودی از پیشرفت آنچنانی به چشم نمی خورد ؟

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 17:2  توسط همشهری  | 

 

یکی از شهدایی که گمنام و مجهول القدر مانده شهید سید جمال طبائیان است . این شهید بزرگوار جوان انقلابی و شجاعی بود که اوایل تشکیل سپاه به جمع پاسداران اولیه در این شهرستان پیوست . او در بخش فرهنگی سپاه شهرضا و در کنار شهید همت به کار تبلیغاتی مشغول شد . در درگیری های کردستان نیز شرکت داشت و در پاکسازی اولیه سنندج در سال 59با گروه اعزامی از شهرضا شرکت داشت و حماسه هاآفرید . با شروع جنگ تحمیلی نیز به سهم خود در جبهه حضور یافت و تا سمت معاونت فرماندهی گردان نیز انجام وظیفه کرد . این شهید بزرگوار در عملیات محرم و در جبهه شرهانی به شهادت رسید .

در اوایل سال 60 سید بزرگوار دیگری به رزمندگان بسیجی پیوست که نام او نیز سید جمال و فامیلش طباطبایی بود او که علیرغم چندین بار تیر و ترکش خوردن و فلج شدن از ناحیه سمت راست بدن تا زمان شهادت در جبهه ماند  قائم مقام عملیاتی لشگر قمر بنی هاشم بود و از شهدای بنام و معروف شهرضاست همنام بودن ایشان با شهید سید جمال طبائیان باعث شد که او در سایه قرار گیرد و نام او تا حدودی فراموش شود . من خواستم از این طریق ذکر یادی از هر دو کرده باشم که در موقع دیگری پیرامون سردار طباطبایی خواهم نوشت . روح هر دو شاد و قرین الطاف خداوندی باد .

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:22  توسط همشهری  | 

 دهم اردیبهشت  را روز خلیج فارس نامیده اند این نامگذاری عکس العملی است در مقابل نامگذاری اسم مجعولی که کشورهای عرب برای این دریای ایرانی جعل کرده و بر آن اصرار  دارند . تازه ترین خبری که در این رابطه چند روزی است به گوش میرسد این است که مسئولین ورزشی کشورهای عرب شرکت در مسابقات همبستگی کشورهای اسلامی را منوط به عنوان کردن اسم خلیج فارس به آنچه آنان به زعم خود برای این دریا برگزیده اند کرده اند .

سابقه تحریف تاریخ و تعویض اسم خلیج فارس به سال 1337 و زمان زمامداری عبدالکریم قاسم در کشور عراق بر میگردد . این کشورها که از دیرباز نسبت به همه آنچه کشورما داشته و دارد ( تمدن و تاریخ دیرینه ، پهناوری سرزمین ، خلاقیت و استعدادهای ذاتی ایرانیان و ..)  حسادت و عناد دارند از تسامح و چشم پوشی مردم و مسئولین کشور ما سوء استفاده کرده و هر بار مسئله ای را علم نموده و پیرامون آن ابراز نظر می نمایند .

من نه شوونیستم و نه به پان ایرانیسم می اندیشم اما نسبت به تاریخ سرزمینم و سرنوشت کشور حساسیت دارم و از اینکه هموطنانم تحقیر شوند رنج میبرم .  من از وقتی که در دبستان فهیدم عرب ها به ما عجم میگویند و منظورشان از عجم یعنی گنگ دلم میخواست به همه آن اعراب بیابانی سوسمار خور بگویم گنگ و زبان نافهم شمایید که حتی وقتی خداوند پیامبری از بین شما برای همه بشریت مبعوث کرد از زبان آ ن  پیامبر و در قرآن کریم فرمود که الاعراب اشد کفرا و نفاقا و چندین مورد در این کتاب آسمانی شما را اعرابی خطاب نمود که یعنی  بیابانی و بدوی و غیر متمدن و این در حالتی بود که کشور ما در اوج امپراطوری بزرگش بسر میبرد و سران قبایل شما خراج ده به پادشاهان ما بودند و به تحت الحمایگی ایران افتخار می کردند .

من نه توفیق داشته ام که مانند هموطنانم که به زیارت خانه خدا مشرف می شوند به حجاز سفر کنم و نه مانند آن دسته ای که به عشق زیارت امام حسین (ع) و عتبات به عراق میروند به عراق رفته ام و نه مانند آن گروه دیگری که برای تجارت ویا تفریح و خوشگذرانی به دوبی وامارات میروند به این امیر نشین ها رفته ام اما انچه که تقریبا بالاتفاق از مسافران کشور های عرب شنیده ام و در مجموع استنباط کرده ام این است که علیرغم سود فراوانی که این کشورها از مسافران ایرانی میبرند نسبت به ایرانیان بی ادب و بی احترامند .

نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که مسئولین و مردم کشور ما نسبت به دولت ها و ملت های عربی با تسامح و تساهل بیش اندازه برخورد کرده و میکنند . از دیرباز ما را مجوس و عجم خوانده اند و ما گذشت کرده ایم بخاطر انتخاب مذهب شیعه و تبعیت از اهل بیت پیامبر ما را رافضی خوانده اند و ما کوتاه آمده ایم .

در جنگ تحمیلی نیز علیرغم این که همه کشور های عرب از  خوی تجاوزگری صدام مطلع بودند و بعدها نیز ضرب شصت ان لعین را چشیدند با تمام قوا به یاری این متجاوز پرداختند و پس از پایان جنگ وپذیرش متجاوز بودن صدام از سوی سازمان ملل باز هم از محکوم کردن صدام ابا کردند و مسئولین مملکت ما از مطالبه خسارت های مادی جنگ گذشتند و آن هنگام که نیروهای غربی به عراق حمله کردند بجای قصاص دولت بعثی عراق به مردم آن سرزمین که تا دیروز دستشان بخون جوانان مملکت ما آغشته بود پناه دادند و بعد از سقوط صدام هم  بعناوین گوناگون به دولت و مردم عراق کمک کردند .

 دستگاه دیپلماسی ما که بخاطر سیاستهای ائدئولوژیک اتخاذ شده برای کشور مملکت را در انزوای سیاسی میبیند برای مطرح شدن در سطح بین المللی  به هر گزینه ای تن در میدهد تا جایی که رئیس جمهور ما حضور در جمع کشورهای شرکت کننده در شورای همکاری خلیج فارس را غنیمت میداند و در کنفرانسی شرکت می کند که بالای سر او عبارت جعلی خلیج ... درج شده است و متاسفانه مجلس ما از این مسئله بسادگی عبور می کند.

اکنون بر همه مردم میهن ما لازم است که به هر طریق که می توانند صدای اعتراضشان را به گوش همه برسانند و بویژه مرتبطین به دنیای مجازی اینترنت و وبلاگ نویسان که ازعمدتا اقشار جوان و اندیشمند و فرهیخته کشورند با درج این اعتراض ها به وظیفه ملی و میهنی خودشان عمل کنند .

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 16:7  توسط همشهری  | 
 

 

 

یکی از مشکلاتی که بزودی گریبانگیر ساکنان زمین میشود و دامن همه موجودات کره خاکی را خواهد گرفت به هم خوردن تعادل زیست و فراگیر شدن زباله ها در زمین است چیزی که بدست ما انسانها و با استفاده بیرویه از منابع خدادادی و تبدیل مواد طبیعی به مواد بی مصرف و مضر بوجود می آید .

ما انسانها با تبدیل نعمات خداوندی به زباله و ریختن آنها در نزدیک ترین محل ممکن به محل سکونتمان بدست خودمان دایره ای از زباله و آشغال و نخاله های ساختمانی بدور خودمان رسم میکنیم . در همین شهر خودمان اگربه گوشه و کنار شهر از جمله مسیل ها و بیابان های نزدیک شهر و حتی زمین های بایر داخل محدوده شهر نگاهی سطحی بیاندازیم انبوهی از نخاله های ساختمانی را میبیینم که ما را احاطه کرده است .

در دویست سیصد متری اداره محترم محیط زیست شهرضا در محل جدیدش در سروستان و زمین های قابل واگذاری و قابل سکونت نزدیک همین محل آنقدر زباله و نخاله های ساختمانی ریخته اند که شاید اصلاصرفه اقتصادی نداشته باشد که این مواد را از این محل به جای دیگر حمل کنند و زمینهای جای آنرا با قیمت روز به شهروندان بفروشند . بهترین بیابان های اطراف شهر که روزگاری از مراتع خوب و قابل تعلیف این شهر بود در اثر بی مبالاتی و بی مسئولیتی شهروندان و اهمال و سهل انگاری متصدیان امر اکنون نه تنها برای چرای دام که برای عبور یک نفر انسان پیاده هم قابل استفاده نیست .

 

 شاید مسئولین شهرداری و اداره محیط زیست عنوان کنند که این معضل از سال ها قبل بوده و  محوانبوه زباله ها تقریبا غیر ممکن شده است اما باید گوشزد نمایم که هم اینک نیز این روند ادامه دارد و رانندگان متخلف کامیون های کمپرسی در ساعات غیر اداری و زمانی که ادارات تعطیل اند نخاله های ساختمانی را در هر جا که چشم مامورین را دور ببینند تخلیه می کنند.

نکته قابل توجه اینجاست که این رانندگان متخلف کرایه حمل باررا تا دورترین محل که مجاز شمرده شده است از صاحب منازل تخریب شده می گیرند اما هر جا ممکن بود تخلیه میکنند .

بنظر میرسد شهرداری و اداره حفاظت از محیط زیست تا دیر نشده بایستی راه کارهایی برای حل این مسئله بیاندیشند . از جمله این که با جلسات توجیهی برای رانندگان کمپرسی ها و تفهیم ضررهای عملکرد آنها به خودشان – مثلا با نمایش فیلم از محل هایی که انبوهی از زباله و نخاله ساختمانی قبلا ریخته اند –و نیز جریمه های مالی و اجبار به حمل چند برابر مواد تخلیه شده در محل های غیر مجاز به محلی که شهرداری برای این کار در نظر گرفته است و ...بقیه را شما اعلام نظر بفرمائید.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 8:51  توسط همشهری  | 

 

 

به فاصله حدود 50 کیلومتر از طرف جنوب غربی شهرضا و در ناحیه کوهستانی بودجان هر ساله در این فصل محوطه بسیار زیبایی از لاله های واژگون سرسبزشده  و با گل های سرخ پوشیده می شود . اگر حداکثر یک ساعت در جاده زیبای آن حوصله رانندگی داشته باشند همشهریان من می توانند از این طبیعت زیبا بهره ببرند .

دیروز بنده نیز توفیق دیدار از این ناحیه و ساعتی قدم زدن در کوهستان پاک و هوای بسیار لطیف بهاری این دیار را داشتم . وقتی در کوه به تنهایی نشسته بودم بیاد آوردم که در ایام عید مردمی دم در یکی از سینماهای اصفهان صف کشیده بودند با تعجب به دوستی گفتم : خیلی وقت بود مردم برای دیدن فیلم  در صف نمی ایستادند وایشان گفت فیلم اخراجی های 2 ساخته آقای ده نمکی است و بعد نیز معلومم شد که این صف و این استقبال بسیار گسترده تر از تصور من است .

در این که آقای ده نمکی حق دارد جبهه وجنگ و  رزمندگان را آنگونه که خود می پسندد به تصویر بکشد شکی نیست . و در این که وزارت فخیمه ارشاد هم علیرغم سخت گیری در سایر حوزه ها در این مورد خاص با تسامح وتساهل برخورد میکند نیز شکی نیست . و در این که رسانه محترم ملی نیز با دعوت بجا و نابجاو مکرر از ایشان و هنرمندان نقش آفرین فیلم شان به پرفروش شدن فیلم اخراجی های 1و 2 ودرآینده 3و 4 ... کمک می کند نیز شکی نیست .

 اما ای کاش مردم عزیزی که در صف می ایستند که نیمه های شب موفق به دیدن انتر بازی بازیگران اخراجی ها بشوند  توفیق و حس دیدار از لطایف طبیعت و بهره بردن از مواهب زیبای خدادادی را با صرف زمان کمتر و هزینه کمتر و زیبایی های بسیار اصیل و دیدنی تر را بدست بیاورند .

برای من و بسیاری از رزمندگان دوران دفاع مقدس که من میشناسم  ده نمکی همان زمان که در سینماها برای به نمایش در نیامدن فیلم  آدم برفی همین اکبر عبدی چماقداری می کرد  لوطیی بود  که انترش مرده بود .

 |+| نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:43  توسط همشهری  | 
 
  بالا